احمدی نژاد و اهالی اوین!!!!

"صراط" – چند روزی است که انتشار پیام «طلبه سیرجانی» از زندان اوین، نام "علیرضا جهانشاهی" را مجدداً بر سر زبان ها انداخته است.
فردی آمر به معروف که به علت نهی از منکر زمین خواران در سیرجان، محراب و منبر و کاشانه را رها کرده و برای رسوا نمودن این از خدا بی خبران، چهار سالی است که به این در و آن در می زند!



به گزارش سرویس سیاسی صراط ؛ اما این روحانی عدالتخواه سیرجانی، علیرغم تمام قول شرف ها و وعده و وعید ها، چند ماهی است که بعنوان متهم در بند ویژه روحانیت زندان اوین، چوب خط پر می کند و آب خنک نوش جان!

گویا این بار حضور در تحصن طلاب حوزه علمیه بروجرد در اعتراض به مظاهر بی عفتی، کار دست "علیرضا جهانشاهی" داد و موجب احضار به دادگاه و نهایتاً محکومیت این معمم سیرجانی شد!

وی اخیراً در پیغامی از درون زندان، خطاب به "نیروهای حزب الله" و "بچه هیئتی ها"، چنین گفته است:
«محبین اهل بیت، حاج‌ منصور ارضی، حاج‌ سعید حدادیان، حاج‌‌ محمود کریمی، حاج‌ مهدی سلحشور، حاج‌ سعید قاسمی، حاج‌ آقا آقاتهرانی، حاج‌ آقا میرباقری، حاج ‌‌علیرضا پناهیان، سیاسیون، اصحاب رسانه، عدالتخواهان، بسیجیان، دانشگاهیان و با بصیرت‌ها، فقط یادتان باشد ما را تنها گذاشتید.»

اما براستی چه بر سر این طلبه غیور سیرجانی آمده که کاسه صبرش را لبریز کرده و زبان به گلایه و شکوه گشوده است؟!

فارغ از تمامی قصورات و کم توجهی ها نسبت به این روحانی سیرجانی، یادآوری و همانندسازی این واقعه با بحران سازی های رئیس عدالتخواه، پیرامون بازدید از زندان اوین و نیز نامه نگاری های جنجالی، چندان خالی از لطف نیست!

بیاد آورید چند ماه گذشته را که چگونه رئیس خدمتگزار، برای بازدید از زندان اوین، زمین و زمان را به هم دوخته بود و در پی عدم موافقت با درخواستش، برآشفته بود و نامه ای عریض و طویل را که بندهایش به شمارگان نامتعارف "تاسعاً"(!) می رسید را تنظیم نمود!


در این میان ابهام وارده و سوال افکار عمومی از رئیس عدالت طلب این است:
آیا در نظر جناب رئیس مهرورز که فریاد عدالتخواهی ایشان به گوش فلک آسیب جدی رسانده(!)؛ مشاور و رئیس موسسه مطبوعاتی ایرانشان(!) با کارگر و کفاش و قصاب و بقال و بالاخص طلاب توفیری دارد؟!
آیا ملاقات طلبه سیرجانی، ارزش نامه نگاری برای سرکشی از زندان اوین را ندارد؟!
آیا رنگ خون «علیرضا جهانشاهی» با «جناب شباب الفکر»(!) فرق می کند؟!

از همین رو انتظار آن می رود که رئیس لایتناهی همچون جانبداری از عشیره و اقربین خویش، صیانت از حقوق تمام ایرانیان، اعم از موافق و مخالف را واجب بدانند و از برخوردهای گزینشی و سلیقه ای جداً خودداری نمایند!